whole ball of wax

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌhoʊl ˌbɔl əv ˈwæks/
noun (اسم)informalplural (جمع): whole balls of wax

اسم — همه‌چیز

همه‌چیزکل ماجرا

کل یک چیز، همراه با همهٔ بخش‌ها و جنبه‌هایش.

The entire thing, including all of its parts or aspects.

«آن‌ها همه‌چیز را فروختند.»

“They sold the whole ball of wax.”

«من کل ماجرا را می‌خواهم.»

“I want the whole ball of wax.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000