wick

/wɪk/
noun (اسم)commonplural (جمع): wicks

اسم — فتیله

فتیله

ریسمان یا نخ داخل شمع یا چراغ که می‌سوزد و نور تولید می‌کند.

A cord or string in a candle or lamp that burns to produce light.

«فتیله شمع باید کوتاه شود.»

The candle's wick needs trimming.

«فتیله را روشن کن تا اتاق روشن شود.»

Light the wick to illuminate the room.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000