widely dispersed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

wide·ly dis·persed/ˈwaɪdli dɪˈspɜrst/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more widely dispersedsuperlative (عالی): most widely dispersed

صفت — پراکنده در گستره‌ای وسیع

پراکنده در گستره‌ای وسیعبه‌شدت پراکنده

در منطقه‌ای بزرگ یا میان جاهای فراوان پراکنده‌شده.

Scattered over a large area or among many places.

«روستاها در سراسر تپه‌ها پراکنده‌اند.»

The villages are widely dispersed across the hills.

«این گروه اکنون در جاهای زیادی پراکنده است.»

The group is widely dispersed now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000