widening

wid·en·ing/ˈwaɪdənɪŋ/
widebroad-ento make or become-ingforming noun or present participle
noun (اسم)common

اسم — گسترده شدن

گسترده شدنگسترده‌سازی

عمل یا فرایند پهن‌تر شدن یا پهن‌تر کردن چیزی.

The act or process of becoming wider or making something wider.

«گسترده کردن جاده باعث بهبود ترافیک شد.»

Widening the road improved traffic flow.

«شکاف رو به گسترش بین ثروتمندان و فقرا وجود دارد.»

There is a widening gap between rich and poor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expansionگسترش

متداول. به بزرگ‌تر کردن کلی چیزی اشاره دارد، نه فقط پهنا.

Common. Refers to making something larger in general, not necessarily width-specific.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000