widen

wi·den/ˈwaɪdən/
widehaving a large distance from side to side-ento make or become
verb (فعل)common

فعل — گستردن

گستردنپهن کردن

عرض چیزی را افزایش دادن یا پهنای آن را بیشتر کردن.

To increase the width or make something broader.

«آن‌ها قصد دارند سال آینده بزرگراه را گسترش دهند.»

They plan to widen the highway next year.

«او سعی کرد با استفاده از ابزار دهانه را پهن‌تر کند.»

She tried to widen the opening with a tool.

تفاوت با واژه‌های مشابه
broadenگسترش دادن

رایج. در موارد فیزیکی و معنوی قابل جایگزینی با widen است، مثل 'گسترش دادن جاده' یا 'گسترش دادن افق‌ها'.

Common. Interchangeable with 'widen' in physical and abstract contexts, like 'broaden a road' or 'broaden horizons'.

expandگستردن

رایج. بیشتر برای افزایش فیزیکی یا مفهومی اندازه یا دامنه به کار می‌رود، ولی کمتر خاص به عرض است.

Common. Used more often for both physical and abstract increase in size or scope, but less specific to width.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000