Dave Soto / Unsplash
کسی که کلاهگیس به سر دارد.
Wearing a wig; having a wig on.
«بازیگر برای نقش کلاهگیس گذاشت.»
“The actor was wigged for the role.”UKUS
«او در نمایش کلاهگیس به سر داشت.»
“He appeared wigged in the play.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000