در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که کلاهگیس به سر دارد.
Wearing a wig; having a wig on.
«بازیگر برای نقش کلاهگیس گذاشت.»
“The actor was wigged for the role.”
«او در نمایش کلاهگیس به سر داشت.»
“He appeared wigged in the play.”