wifely

wife·ly/ˈwaɪf.li/
wifefemale spouse-lyhaving the qualities of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more wifelysuperlative (عالی): most wifely

صفت — وابسته به زن شوهردار

وابسته به زن شوهردارسزاوار نقش همسری

ویژگی یا مناسب برای نقش زن شوهردار بودن.

Characteristic of or appropriate for a wife.

«او وظایف همسری خود را انجام داد.»

She fulfilled her wifely duties.

«مواظبت زنانه او همه را تحت تاثیر قرار داد.»

His wifely care impressed everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
maritalازدواجی

رسمی. مربوط به ازدواج؛ برای توصیف‌های رسمی‌تر مربوط به همسران استفاده می‌شود.

Formal. Relating to marriage; can be used in more formal descriptions related to wives.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000