adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more wifelysuperlative (عالی): most wifely
صفت — وابسته به زن شوهردار
وابسته به زن شوهردارسزاوار نقش همسری
ویژگی یا مناسب برای نقش زن شوهردار بودن.
Characteristic of or appropriate for a wife.
«او وظایف همسری خود را انجام داد.»
“She fulfilled her wifely duties.”
«مواظبت زنانه او همه را تحت تاثیر قرار داد.»
“His wifely care impressed everyone.”
تفاوت با واژههای مشابه
marital— ازدواجی
رسمی. مربوط به ازدواج؛ برای توصیفهای رسمیتر مربوط به همسران استفاده میشود.
Formal. Relating to marriage; can be used in more formal descriptions related to wives.