wields

/wiːldz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): wieldedpast participle (مفعولی): wielded-ing (حال): wielding3rd (سوم): wields

فعل — در دست گرفتن

در دست گرفتنبه کار بردن

نگه داشتن و به‌طور مؤثر استفاده کردن از اسلحه یا ابزار.

To hold and use a weapon or tool effectively.

«شوالیه شمشیرش را ماهرانه به کار می‌برد.»

The knight wields his sword skillfully.

«او نفوذ زیادی در شرکت دارد.»

She wields great influence in the company.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brandishتکان دادن

رسمی. حرکتی نمایشی با اسلحه یا ابزار. قوی‌تر از ‹wield› است.

Formal. To wave a weapon or tool in the air. More dramatic than 'wield'.

handleدست گرفتن

عمومی. استفاده یا مدیریت چیزی. گسترده‌تر از ‹wield›.

General. To use or manage something. Broader than 'wield'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000