wielding

wield·ing/ˈwiːldɪŋ/
wieldto hold and use (a weapon or tool)-ingforming noun or present participle
noun (اسم)common

اسم — به‌کارگیری

به‌کارگیریدر دست گرفتن

عمل در دست گرفتن و به کار بردن ابزار یا سلاح.

The act of holding and using a tool or weapon.

«در دست گرفتن شمشیر نیازمند مهارت است.»

Wielding a sword requires skill.

«او چکش بزرگی در دست داشت.»

He was wielding a large hammer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
handlingدستکاری

متداول. اصطلاح عمومی‌تر برای کنترل یا مدیریت اشیاء.

Common. More general term related to controlling or managing objects.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000