در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بدون کلاهگیس؛ کلاهگیس نپوشیده.
Without a wig; not wearing an artificial hairpiece.
«او بدون کلاهگیس در مراسم ظاهر شد.»
“He appeared wigless at the ceremony.”
«اکثر قضات در دادگاه عمومی بدون کلاهگیس بودند.»
“Most judges were wigless for the public trial.”