wintering

win·ter·ing/ˈwɪn.tər.ɪŋ/
wintercold season-ingprocess or action
noun (اسم)formal

اسم — زمستان‌گذرانی

زمستان‌گذرانیتاب‌آوری زمستانی

فرآیندی که حیوانات یا گیاهان برای زنده ماندن در زمستان انجام می‌دهند.

The process by which animals or plants survive through the winter season.

«پرندگان برای زمستان‌گذرانی به جنوب مهاجرت می‌کنند.»

Birds migrate south for wintering.

«عادت‌های زمستان‌گذران قورباغه‌ها جذاب است.»

The frogs' wintering habits are fascinating.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000