withal
with·al/wɪðˈɔːl/
adverb (قید)archaic
قید — علاوه بر این
علاوه بر اینهمچنین
علاوه بر این؛ همچنین.
In addition; besides.
«او خسته بود و علاوه بر آن گرسنه نیز بود.»
“He was tired and, withal, hungry.”
«طرح پرهزینه و علاوه بر آن پرخطر است.»
“The plan is costly and, withal, risky.”