در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طور طولانی و بیاهمیت صحبت کردن یا حرف بیهوده زدن.
Talking at length in a trivial or annoying way.
«او دائماً درباره مشکلاتش حرفهای بیفایده زد.»
“He kept wittering about his problems.”
«دست از حرفهای بیمورد بردار و سر اصل مطلب برو.»
“Stop wittering and get to the point.”
غیررسمی. به حرفهای بیمعنی یا کماهمیت اشاره دارد که شبیه wittering است.
Informal. Refers to foolish or inconsequential talk, similar to wittering.