witnessing

wit·ness·ing/ˈwɪtnəsɪŋ/
noun (اسم)common

اسم — شهادت دادن

شهادت دادنمشاهده

عمل دیدن یا ارائه‌ی شهادت دربارهٔ یک رویداد یا حقیقت.

The act of seeing or giving evidence of an event or fact.

«او شاهد مستقیم حادثه بود.»

She was witnessing the accident firsthand.

«دیدن چنین رویدادهایی می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.»

Witnessing such events can be traumatic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
observingمشاهده

معمول. در موقعیت‌هایی که دیدن یک رویداد مطرح است، با witnessing قابل تعویض است.

Common. Interchangeable with witnessing when referring to seeing events happen.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000