wont

/wəʊnt/
1adjective (صفت)formal

صفت — عادت کرده

عادت کردهمعتاد به

عادت کرده یا خو گرفته به انجام کاری

Accustomed or used to doing something

«او معمولاً زود بیدار می‌شد.»

He was wont to rise early.

«او عادت دارد بعد از شام پیاده‌روی کند.»

She is wont to take a walk after dinner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
accustomedعادت کرده

رسمی؛ هنگام توصیف عادت‌ها یا رفتار معمول قابل تعویض است.

Formal; interchangeable when describing habits or usual behavior.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — عادت

عادترویه

روش یا عادت معمول

A customary practice or habit

«عادت او این است که قبل از خواب کتاب بخواند.»

It is his wont to read before bed.

«عادت‌های قدیمی دیر می‌میرند.»

Old wonts die hard.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000