wooing

woo·ing/ˈwuːɪŋ/
wooseek affection or love-ingaction or process
verb (فعل)formalpast (گذشته): wooedpast participle (مفعولی): wooed-ing (حال): wooing3rd (سوم): woos

فعل — دلبری کردن

دلبری کردنخواستگاری کردن

تلاش برای جلب علاقه یا محبت کسی

Trying to gain someone's love or affection

«ماه‌ها برای جلب نظرش تلاش کرد تا موافقت کرد.»

He spent months wooing her before she agreed.

«شاهزاده در حال خواستگاری از شاهزاده دختری دیگر است.»

The prince is wooing a princess from another kingdom.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courtخواستگاری کردن

رسمی. ابراز علاقه عاشقانه با نیت ازدواج یا تشکیل رابطه.

Formal. Making romantic advances to someone with intent to marry or form a relationship.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000