wooed

/wʊd/
wooto seek love or favor-edpast tense marker
verb (فعل)formalpast (گذشته): wooedpast participle (مفعولی): wooed-ing (حال): wooing3rd (سوم): woos

فعل — خواستگاری کردن

خواستگاری کردنجلب توجه کردن

گذشته فعل «خواستگاری یا جلب توجه عاشقانه»: تلاش برای جلب محبت یا توجه کسی.

Past tense of 'woo': to seek to gain the love or favor of someone, especially romantically.

«با گل و شعر او را خواستگاری کرد.»

He wooed her with flowers and poetry.

«خواستگار ماه‌ها برای او تلاش کرد.»

The suitor wooed her for many months.

تفاوت با واژه‌های مشابه
courtخواستگاری کردن

رسمی. در زمینه‌های عاشقانه با تلاش رسمی برای جلب نظر شریک ممکن است جایگزین باشد.

Formal. Interchangeable in romantic contexts, often implying formal attempts to gain favor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000