wordage

word·age/ˈwɜːrdɪdʒ/
worda unit of language-agecollection or amount
noun (اسم)formal

اسم — کلمه‌پرانی

کلمه‌پرانیمتن زیاد

میزان یا تعداد کلمات به‌کاررفته، مخصوصاً بیش از حد لازم

the amount or quantity of words used, especially more than necessary

«مقاله‌ی او کلمات زیادی دارد.»

His essay has too much wordage.

«متن را ویرایش کن تا کلمات کمتری داشته باشد.»

Edit the text to reduce wordage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000