در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
انجام کار یا وظیفهای به تنهایی و بدون کمک دیگران.
To do a task or job by oneself, without help or company.
«او ترجیح میدهد تنها کار کند تا بهتر تمرکز کند.»
“She prefers to work alone to focus better.”
«چون دیگران در دسترس نبودند، مجبور شدم تنها کار کنم.»
“I had to work alone because no one else was available.”
رایج/رسمی. زمانی که تأکید بر خوداتکایی باشد قابل جایگزینی است، مثلاً 'او به طور مستقل کار میکند.' ولی کمتر در مکالمات غیررسمی بکار میرود.
Common/formal. Interchangeable when emphasizing self-reliance in tasks, e.g. 'She works independently.' but less used in casual speech.
غیررسمی. عمدتاً در زبان محاوره برای تأکید بر بدون همکار کار کردن استفاده میشود، مثلاً «من دارم به تنهایی روی این پروژه کار میکنم.» در نوشتار رسمی رایج نیست.
Informal. Used mainly in casual spoken English to emphasize working without partners, e.g. 'I’m working solo on this project.' Not common in formal writing.