work alone

work a·lone/wɜːrk əˈloʊn/
workto do labor or tasksalonewithout others / single
phrase (عبارت)common

عبارت — تنها کار کردن

تنها کار کردنبه تنهایی انجام دادن

انجام کار یا وظیفه‌ای به تنهایی و بدون کمک دیگران.

To do a task or job by oneself, without help or company.

«او ترجیح می‌دهد تنها کار کند تا بهتر تمرکز کند.»

She prefers to work alone to focus better.

«چون دیگران در دسترس نبودند، مجبور شدم تنها کار کنم.»

I had to work alone because no one else was available.

تفاوت با واژه‌های مشابه
work independentlyمستقل کار کردن

رایج/رسمی. زمانی که تأکید بر خوداتکایی باشد قابل جایگزینی است، مثلاً 'او به طور مستقل کار می‌کند.' ولی کمتر در مکالمات غیررسمی بکار می‌رود.

Common/formal. Interchangeable when emphasizing self-reliance in tasks, e.g. 'She works independently.' but less used in casual speech.

work soloتنها کار کردن

غیررسمی. عمدتاً در زبان محاوره برای تأکید بر بدون همکار کار کردن استفاده می‌شود، مثلاً «من دارم به تنهایی روی این پروژه کار می‌کنم.» در نوشتار رسمی رایج نیست.

Informal. Used mainly in casual spoken English to emphasize working without partners, e.g. 'I’m working solo on this project.' Not common in formal writing.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000