worked up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wɜrkt ʌp/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more worked upsuperlative (عالی): most worked up

صفت — آشفته و عصبی

آشفته و عصبیبیش از حد هیجان‌زده

یعنی به‌خاطر موقعیتی آن‌قدر ناراحت، هیجان‌زده یا مضطرب شدن که شاید بیش از حد لازم باشد.

Upset, excited, or anxious because of a situation, often more than is helpful.

«سعی کن این‌قدر بابتش آشفته نشوی.»

“Try not to get so worked up about it.”

«او پیش از مصاحبه خیلی مضطرب بود.»

“He was worked up before the interview.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000