workbench

work·bench/ˈwɜrk.bɛntʃ/
workto perform labor or tasksbencha flat surface or table
noun (اسم)commonplural (جمع): workbenches

اسم — میز کار

میز کارمیز نجاری

میزی محکم که برای کارهای دستی مثل نجاری یا تعمیر استفاده می‌شود.

A sturdy table used for manual work like carpentry or repair.

«او صندلی را روی میز کار تعمیر کرد.»

He fixed the chair on the workbench.

«نجار ابزارهایش را روی میز کار مرتب کرد.»

The carpenter organized tools on his workbench.

تفاوت با واژه‌های مشابه
benchمیز

روزمره. کلی‌تر است و می‌تواند هر میز کاری باشد؛ workbench بیشتر برای کارهای دستی است.

Everyday. More general and can mean any type of flat surface for work; 'workbench' is more specific to manual labor.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000