work your fingers to the bone

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

work your fin·gers to the bone/wɜrk jʊr ˈfɪŋɡərz tə ðə boʊn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خود را برای کار کشتن

خود را برای کار کشتناز شدت کار فرسوده شدن

یعنی برای کار، به‌ویژه به سود دیگران، تلاش فرساینده و بیش از اندازه‌ای صرف کردن.

To put an exhausting amount of effort into work, especially for someone else's benefit.

«تو برای این خانواده خودت را با کار می‌کشی.»

“You work your fingers to the bone for this family.”

«بیهوده آن‌قدر کار نکن که فرسوده شوی.»

“Don't work your fingers to the bone for nothing.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000