worktop

work·top/ˈwɜːrkˌtɒp/
workto do taskstopsurface or upper part
noun (اسم)commonplural (جمع): worktops

اسم — سطح کار

سطح کارصفحه روی کابینت

سطح صاف در آشپزخانه یا کارگاه برای انجام کار یا آماده‌سازی مواد غذایی.

A flat surface in a kitchen or workshop used for working or preparing food.

«او قبل از پخت و پز، سطح کابینت آشپزخانه را تمیز کرد.»

She cleaned the kitchen worktop before cooking.

«سبزیجات را روی سطح کار بگذار.»

Put the vegetables on the worktop.

تفاوت با واژه‌های مشابه
benchمیز کار

به‌ویژه در کارگاه‌ها برای میز کار استفاده می‌شود.

Used especially in workshops or labs for a work surface. Less common in kitchen contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000