workup

work·up/ˈwɜːrkʌp/
workto perform effortupto a higher level or completion
noun (اسم)commonplural (جمع): workups

اسم — معاینه کامل

معاینه کاملارزیابی

معاینه یا ارزیابی دقیق، معمولاً در زمینه پزشکی

A detailed examination or assessment, often medical

«دکتر برای یافتن مشکل، یک معاینه کامل تجویز کرد.»

The doctor ordered a full workup to find the problem.

«او بخشی از ارزیابی را با سری آزمایشات گذراند.»

She went through a series of tests as part of the workup.

تفاوت با واژه‌های مشابه
examinationمعاینه

کلمه رایج و قابل تعویض با workup در زمینه پزشکی.

Common word interchangeable with workup in a medical context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000