writing

writ·ing/ˈraɪtɪŋ/
writeto form letters or words-ingaction / process
1noun (اسم)common

اسم — نوشتن

نوشتننگارش

فعالیت یا مهارت نشاندن کلمات منسجم بر روی کاغذ یا سطح دیجیتال.

The activity or skill of marking coherent words on paper or a digital surface.

«نوشتن خوب برای ارتباط مؤثر ضروری است.»

Good writing is essential for effective communication.

«او از نوشتن خلاقانه لذت می‌برد.»

She found pleasure in creative writing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compositionانشا

رسمی/دانشگاهی. به عمل خلق یک اثر نوشتاری، به ویژه ادبی یا موسیقایی، یا خود محصول نهایی اشاره دارد. بیشتر به فرایند خلاقانه و ساختار مربوط می‌شود تا صرفاً عمل نوشتن کلمات. مثال: «نوشته او واضح است» در مقابل «انشای او عالی است».

Formal/academic. Refers to the act of creating a piece of writing, especially a literary or musical one, or the finished product itself. More about the creative process and structure than the mere act of putting words down. 'His writing is clear' versus 'His composition is excellent'.

penmanshipخوشنویسی

رسمی. به طور خاص به هنر یا مهارت نوشتن با دست؛ دست‌خط اشاره دارد. هنگام اشاره به محتوای نوشتاری یا انشا قابل تعویض نیست. مثال: «دست‌خط او زیباست» در مقابل «نوشته او جذاب است».

Formal. Refers specifically to the art or skill of writing by hand; handwriting. Not interchangeable when referring to written content or composition. 'Her penmanship is beautiful' vs. 'Her writing is compelling'.

2noun (اسم)commonplural (جمع): writings

اسم — نوشته

نوشتهمکتوب

چیزی که نوشته شده است، مانند یک نامه، کتاب یا مقاله.

Something that is written, such as a letter, book, or article.

«او تمام نوشته‌های او را برای یک گلچین جدید جمع‌آوری کرد.»

He collected all her writings for a new anthology.

«نوشته‌های باستانی بینش‌های تاریخی ارزشمندی را ارائه می‌دهند.»

The ancient writings provide valuable historical insights.

تفاوت با واژه‌های مشابه
textمتن

روزمره. به بخش اصلی یک کتاب، مقاله یا سند اشاره دارد. «متن» اغلب به چیزی که خوانده یا مطالعه می‌شود اشاره دارد، در حالی که «نوشته» می‌تواند کلی‌تر در مورد فرم باشد. مثال: «متن سخنرانی را خواندم» در مقابل «نوشتار بسیار جذاب بود».

Everyday. Refers to the main body of a book, article, or document. 'Text' often implies something read or studied, while 'writing' can be more general about the form. 'I read the text of the speech' vs. 'The writing was very engaging'.

documentسند

رسمی. یک قطعه اطلاعات کتبی، چاپی یا الکترونیکی که اطلاعات یا شواهد ارائه می‌دهد یا به عنوان یک سند رسمی عمل می‌کند. «سند» به یک نوشته رسمی‌تر اشاره دارد. مثال: «این یک سند قانونی مهم است» در مقابل «این یک قطعه نوشتار زیبا است».

Formal. A piece of written, printed, or electronic matter that provides information or evidence or that serves as an official record. 'Document' implies a more official or formal piece of writing. 'This is an important legal document' vs. 'This is a beautiful piece of writing'.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): wrotepast participle (مفعولی): written-ing (حال): writing3rd (سوم): writes

فعل — در حال نوشتن

در حال نوشتن

زمان حال استمراری فعل 'write': تشکیل حروف، کلمات یا نمادها بر روی یک سطح.

Present participle of 'write': forming letters, words, or symbols on a surface.

«او در حال نوشتن نامه‌ای برای مادربزرگش است.»

He is writing a letter to his grandmother.

«دانشجو در طول سخنرانی در حال یادداشت‌برداری بود.»

The student was writing notes during the lecture.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scribblingخط‌خطی کردن

غیررسمی. نوشتن بی‌دقت یا با عجله. «خط‌خطی کردن» به طور خاص به نوشتن نامرتب یا سریع اشاره دارد، نه برای نوشتن دقیق و رسمی. مثال: «او مشغول خط‌خطی کردن یادداشت‌ها بود» در مقابل «او در حال نوشتن یک نامه بود».

Informal. To write carelessly or hurriedly. 'Scribbling' is specific to messy or quick writing, not for careful, formal writing. 'He was scribbling notes' vs. 'He was writing a letter'.

typingتایپ کردن

روزمره. نوشتن با استفاده از صفحه‌کلید. در حالی که هر دو منجر به متن می‌شوند، «تایپ کردن» به طور خاص به عمل مکانیکی با یک دستگاه اشاره دارد، در حالی که «نوشتن» می‌تواند با دست یا به صورت دیجیتال باشد. مثال: «او در حال تایپ ایمیل است» در مقابل «او در حال نوشتن ایمیل است».

Everyday. To write using a keyboard. While both result in text, 'typing' refers specifically to the mechanical act with a device, whereas 'writing' can be by hand or digitally. 'She is typing an email' vs. 'She is writing an email'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000