xray

x·ray/ˈɛksˌreɪ/
xunknown, or from X-rays discovered by Roentgenraya beam of radiation
1noun (اسم)commonplural (جمع): xrays

اسم — اشعه ایکس

اشعه ایکسرادیوگرافی

تصویر عکاسی یا دیجیتال که با اشعه ایکس برای مشاهده داخل بدن گرفته می‌شود.

A photographic or digital image created using X-rays to view inside the body.

«دکتر برای بررسی شکستگی به اشعه ایکس بیمار نگاه کرد.»

The doctor looked at the patient's xray for fractures.

«اشعه ایکس می‌تواند به وضوح شکستگی استخوان‌ها را نشان دهد.»

An xray can reveal broken bones clearly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
radiographرادیوگرافی

فنی. واژه رسمی‌تر برای تصویر اشعه ایکس، عمدتاً در پزشکی استفاده می‌شود.

Technical. More formal term for xray image, mainly used in medical contexts.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): x-rayedpast participle (مفعولی): x-rayed-ing (حال): x-raying3rd (سوم): x-rays

فعل — اشعه ایکس گرفتن

اشعه ایکس گرفتنرادیوگرافی کردن

بررسی یا تصویربرداری با استفاده از اشعه ایکس.

To examine or photograph using X-rays.

«آن‌ها برای بررسی شکستگی بازویش را اشعه ایکس کردند.»

They x-rayed his arm to check for fractures.

«دستگاه می‌تواند چمدان‌ها را سریعاً اشعه ایکس کند.»

The machine can xray luggage quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
radiographرادیوگرافی کردن

فنی. یعنی ایجاد تصویر اشعه ایکس، در پزشکی قابل تعویض است.

Technical. Specifically means to create an xray image, interchangeable in medical usage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000