yack

/jæk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): yackedpast participle (مفعولی): yacked-ing (حال): yacking3rd (سوم): yacks

فعل — برقض کردن

برقض کردنصحبت کردن زیاد

زیاد و اغلب به صورت بی‌هدف و پر صدا صحبت کردن.

To talk at length in a casual, often noisy or annoying way.

«آنها ساعت‌ها تلفنی حرف زدند.»

They yacked on the phone for hours.

«بس کن این حرف‌ها را و برو سر کار!»

Stop yacking and get to work!

تفاوت با واژه‌های مشابه
chatterپچ‌پچ کردن

غیررسمی. صحبت سریع و پیوسته، مشابه yack.

Informal. Talking quickly and continuously, similar to yack.

jabberور ور کردن

غیررسمی. صحبت سریع و نامفهوم؛ بار معنایی شدیدتر.

Informal. Fast, unclear talking; harsher connotation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000