yatter

yat·ter/ˈjætər/
verb (فعل)informalpast (گذشته): yatteredpast participle (مفعولی): yattered-ing (حال): yattering3rd (سوم): yatters

فعل — پچ‌پچ کردن

پچ‌پچ کردنچاک و چانه زدن

پر حرفی کردن یا به‌شدت و طولانی صحبت کردن.

To chatter or talk noisily and at length.

«او ساعت‌ها پشت تلفن چاک و چانه زد.»

She yattered away on the phone for hours.

«بس کن از این حرف‌های پی در پی و گوش کن.»

Stop yattering and listen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chatterچاک و چانه زدن

روزمره. معنای حرف زدن پرتعداد و بی‌وقفه دارد، مثل yatter.

Everyday. Means talking quickly and incessantly, similar to yatter.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000