yell

/jel/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): yelledpast participle (مفعولی): yelled-ing (حال): yelling3rd (سوم): yells

فعل — فریاد زدن

فریاد زدنداد زدنجار زدن

با صدای بلند فریاد زدن، معمولاً برای ابراز احساسات قوی یا جلب توجه.

To shout loudly, typically to express strong emotion or to attract attention.

«سرم داد نزن، من صدایت را کاملاً می‌شنوم.»

Don't yell at me, I can hear you perfectly.

«او مجبور بود فریاد بزند تا صدایش در میان موسیقی شنیده شود.»

He had to yell to be heard over the music.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shoutفریاد کشیدن

خیلی رایج. تا حد زیادی با 'yell' قابل تعویض است، گرچه 'shout' گاهی اوقات می‌تواند به معنای صدایی کمی کمتر تهاجمی یا پایدارتر باشد. 'او برای کمک فریاد کشید' و 'او برای کمک داد زد' هر دو درست هستند.

Very common. Largely interchangeable with 'yell', though 'shout' can sometimes imply a slightly less aggressive or more sustained vocalization. 'She shouted for help' works, 'She yelled for help' also works.

screamجیغ کشیدن

رایج. به معنای یک فریاد بسیار بلند، اغلب با صدای زیر، معمولاً از ترس، درد یا هیجان است. 'او از وحشت جیغ کشید' درست است، اما 'او سر پیشخدمت جیغ کشید' برای یک شکایت عادی بیش از حد دراماتیک به نظر می‌رسد.

Common. Implies a very loud, often high-pitched cry, typically of fear, pain, or excitement. 'She screamed in terror' works, but 'She screamed at the waiter' would sound too dramatic for a normal complaint.

hollerفریاد زدن (به خصوص با دهان باز)

غیررسمی، به خصوص در انگلیسی آمریکایی. مشابه 'yell' است اما اغلب به معنای صدا زدن از فاصله دور یا به شکلی غیررسمی است. 'او از آن طرف خیابان اسمم را فریاد زد' درست است، اما 'او با عصبانیت فریاد زد' اگر عصبانیت شدید باشد ممکن است کمی نامناسب به نظر برسد.

Informal, especially in American English. Similar to 'yell' but often implies calling out over a distance or in a more casual way. 'He hollered my name from across the street' works, but 'He hollered in anger' might sound a bit out of place if the anger is intense.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): yells

اسم — فریاد

فریادداد

یک فریاد یا داد بلند و ناگهانی.

A loud, sharp cry or shout.

«او وقتی پایش به جایی خورد، یک داد بلند زد.»

He let out a loud yell when he stubbed his toe.

«ما یک فریاد دور از جنگل شنیدیم.»

We heard a distant yell from the forest.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shoutفریاد

خیلی رایج. به طور کلی با 'yell' به عنوان اسم برای یک صدای بلند قابل تعویض است. 'فریاد شادی' و 'داد شادی' هر دو درست هستند.

Very common. Generally interchangeable with 'yell' as a noun for a loud vocalization. 'A shout of joy' works, 'a yell of joy' also works.

cryگریه/فریاد

رایج. 'cry' گسترده‌تر است و می‌تواند به گریه یا یک صدای بلند اشاره داشته باشد. اغلب برای صداهای حیوانات یا درخواست کمک استفاده می‌شود. 'فریاد کمک' و 'فریاد درد' درست هستند.

Common. 'Cry' is broader and can refer to weeping, but also to a loud vocalization. Often used for animal sounds or distress calls. 'A cry for help' works, 'a cry of pain' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000