yoked

/joʊkt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): yokedpast participle (مفعولی): yoked-ing (حال): yoking3rd (سوم): yokes

فعل — بستن خرطوم به گردن حیوانات

بستن خرطوم به گردن حیواناتارتباط دادن

وصل کردن یا بستن دو چیز با یک طوق یا وسیله مشابه برای کشیدن همزمان.

To join, link or couple with a yoke or similar device, often for pulling together.

«گاوها به شخم وصل شده بودند.»

The oxen were yoked to the plough.

«قایق‌ها را به هم بستند تا پایدار شوند.»

They yoked the boats together to stabilize them.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harnessبستن افسار

رایج. وقتی به بستن حیوانات به تجهیزات اشاره دارد، قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable when referring to attaching animals to equipment — 'Horses are harnessed to carts.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000