zaftig

zaft·ig/ˈzæftɪɡ/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): zaftigersuperlative (عالی): zaftigest

صفت — پراندام

پراندامپرجذبه

دارای اندامی پر و گرد؛ پرجذبه و با انحنای زیبا.

Having a full, rounded figure; voluptuous.

«او به اندام پراندام خود افتخار می‌کند.»

She is proud of her zaftig figure.

«نقاشی زنی با اندام پراندام را نشان می‌داد.»

The painting depicted a zaftig woman.

تفاوت با واژه‌های مشابه
curvyپرجذبه

غیررسمی. معنای مشابه اما کمتر رسمی و ادبی نسبت به zaftig.

Informal. Similar meaning but less formal and literary than zaftig.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000