در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جنسی از درختان نخلمانند (سیکادها) که معمولاً در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری قاره آمریکا یافت میشوند و دارای ساقهای قوی و تاجی از برگهای شبیه سرخس هستند.
A genus of cycads, typically found in tropical and subtropical regions of the Americas, characterized by a stout stem and a crown of fern-like leaves.
«بسیاری از زامیاها به عنوان گیاهان زینتی کشت میشوند.»
“Many zamias are cultivated as ornamental plants.”
«زامیاهای باغ گیاهشناسی چشمگیر بودند.»
“The zamias in the botanical garden were impressive.”
شکل جمع 'زامیا'.
The plural form of 'zamia'.
«گیاهشناس، زامیاهای مختلفی را که در فلوریدا یافت میشوند، مطالعه کرد.»
“The botanist studied various zamias found in Florida.”
«چندین گونه از زامیاها در خطر انقراض هستند.»
“Several species of zamias are endangered.”