در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
واقع در، مشخصه یا مربوط به غرب.
Situated in, characteristic of, or relating to the west.
«قسمت غربی کشور کوهستانی است.»
“The western part of the country is mountainous.”
«فرهنگ غربی به صورت جهانی گسترش یافته است.»
“Western culture has spread globally.”
رسمی/ادبی. اغلب برای اشاره به جهان یا فرهنگ غربی استفاده میشود، به ویژه در تضاد با 'شرقی'. 'فلسفه غربی بسیاری از متفکران را تحت تاثیر قرار داده است.' در استفاده روزمره برای جهت جغرافیایی ساده کمتر رایج است.
Formal/Literary. Often used to refer to the Western world or culture, especially in contrast to 'oriental' (eastern). 'Occidental philosophy has influenced many thinkers.' Less common in everyday use for simple geographical direction.
روزمره. عمدتاً برای بادها یا جریانهایی که از غرب میآیند، یا برای چیزهایی که به سمت غرب حرکت میکنند، استفاده میشود. 'بادی غربی از دشتها میوزید.' معمولاً برای جنبههای فرهنگی یا سیاسی استفاده نمیشود.
Everyday. Primarily used for winds or currents coming from the west, or for things moving towards the west. 'A westerly wind blew across the plains.' Not generally used for cultural or political aspects.
یک فیلم، برنامه تلویزیونی یا رمان که در غرب آمریکا، معمولاً در قرن ۱۹، با حضور گاوچرانها، بومیان آمریکا و درگیریهای مسلحانه روایت میشود.
A movie, television program, or novel set in the American West, usually in the 19th century, featuring cowboys, Native Americans, and gunfights.
«او بعدازظهر را به تماشای یک فیلم وسترن قدیمی گذراند.»
“He spent the afternoon watching an old western.”
«کارگردان به خاطر فیلمهای وسترن خشن خود شناخته شده است.»
“The director is known for his gritty westerns.”
ادبی. یک داستان یا مجموعه رویدادهای طولانی و اغلب حماسی، به ویژه شامل قهرمانی. اگرچه یک وسترن میتواند یک حماسه باشد، اما همه حماسهها وسترن نیستند، و 'حماسه' به مقیاسی بزرگتر در طول زمان اشاره دارد.
Literary. A long, often epic story or series of events, especially one involving heroism. While a Western can be a saga, not all sagas are Westerns, and 'saga' implies a grander scale over time.