west

/wɛst/
1noun (اسم)common

اسم — غرب

غربباختر

یکی از چهار جهت اصلی جغرافیایی که در سمت چپ کسی که رو به شمال ایستاده قرار دارد.

One of the four main cardinal directions, specifically the direction to the left of a person facing north.

«خورشید در غرب غروب می‌کند.»

The sun sets in the west.

«آنها روزها به سمت غرب سفر کردند.»

They traveled west for many days.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): westersuperlative (عالی): westest

صفت — غربی

غربی

واقع در غرب، رو به غرب، یا ویژگی مربوط به غرب.

Located in, facing, or characteristic of the west.

«باد غربی به آرامی وزید.»

The west wind blew softly.

«دفتر او در سمت غربی ساختمان است.»

Her office is on the west side of the building.

متضادها
3adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): westposition (جایگاه): end

قید — به سمت غرب

به سمت غربغربی

به سمت یا در جهت غرب.

Towards or in the direction of the west.

«پرندگان به سمت غرب پرواز کردند.»

The birds flew west.

«او در بزرگراه به سمت غرب رانندگی کرد.»

He drove west on the highway.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000