aborning

a·bor·ning/əˈbɔːrnɪŋ/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more aborningsuperlative (عالی): most aborning

صفت — در حال تولد

در حال تولدنوظهور

در حال تولد یا شکل‌گیری بودن.

In the process of being born or developed.

«یک ایده نوظهور نیاز به پرورش دقیق دارد.»

An aborning idea requires careful nurturing.

«او حس کرد امیدی در حال تولد برای تغییر وجود دارد.»

She felt an aborning hope for change.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nascentنوظهور

رسمی. برای چیزهایی که در حال ظهور یا پدید آمدن هستند استفاده می‌شود؛ در این زمینه‌ها قابل تعویض است.

Formal. Used for things emerging or coming into existence; interchangeable in such contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000