abused

a·bused/əˈbjuːzd/
a-to, towardsbusemistreat
verb (فعل)formalpast (گذشته): abusedpast participle (مفعولی): abused-ing (حال): abusing3rd (سوم): abuses

فعل — سوء استفاده کرد

سوء استفاده کردبدرفتاری کرد

گذشته فعل 'سوء استفاده کردن'؛ بدرفتاری یا خشونت با کسی یا چیزی.

Past tense of 'abuse'; to treat someone or something badly or violently.

«کودک توسط سرپرستش بدرفتاری شده بود.»

The child was abused by his guardian.

«قبل از نجات سگ مورد سوء استفاده قرار گرفته بود.»

The dog had been abused before rescue.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mistreatedبدرفتاری شد

رایج. معادل در موارد رفتار خشن.

Common. Interchangeable with 'abused' when meaning harsh treatment.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000