abusive

a·bu·sive/əˈbjuːsɪv/
abuseto treat wrongly or harmfully-ivehaving the nature of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more abusivesuperlative (عالی): most abusive

صفت — خشونت‌آمیز

خشونت‌آمیزاهل توهینبدرفتار

استفاده از کلمات یا رفتارهایی که به دیگران آسیب یا توهین می‌کنند؛ ظالمانه یا خشونت‌آمیز

Using words or actions that hurt or insult others; cruel or violent

«او از رابطه‌ی خشونت‌آمیز خارج شد.»

He left the abusive relationship.

«مربی به خاطر رفتار توهین‌آمیز اخراج شد.»

The coach was fired for abusive behavior.

تفاوت با واژه‌های مشابه
offensiveتوهین‌آمیز

رایج. توصیف کلمات یا رفتارهایی که باعث آزار یا توهین می‌شوند.

Common. Describes words or actions causing hurt or insult.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000