abut

/əˈbʌt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): abuttedpast participle (مفعولی): abutted-ing (حال): abutting3rd (سوم): abuts

فعل — چسبیدن به

چسبیدن بهمتصل بودن به

چسبیدن یا تکیه دادن به لبه یا کناره چیزی، به‌ویژه زمین یا ساختمان.

To touch or lean upon the edge of something, especially land or a building.

«باغ به رودخانه چسبیده است.»

The garden abuts the river.

«ملک آن‌ها به بزرگراه مجاور است.»

Their property abuts the highway.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000