acentric

a·cen·tric/eɪˈsɛntrɪk/
a-not, withoutcentrcenter-icrelated to, characteristic of
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more acentricsuperlative (عالی): most acentric

صفت — بی‌سانترومر

بی‌سانترومرآسانتری

فاقد سانترومر (در مورد قطعه‌ای از کروموزوم).

Lacking a centromere (of a chromosome fragment).

«قطعه کروموزومی بی‌سانترومر نمی‌تواند به درستی به رشته‌های دوک در طول تقسیم سلولی متصل شود.»

An acentric chromosome fragment cannot properly attach to the spindle fibers during cell division.

«تجزیه و تحلیل ژنتیکی چندین قطعه بی‌سانترومر را نشان داد.»

The genetic analysis revealed several acentric fragments.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000