accusing

ac·cus·ing/əˈkjuːzɪŋ/
ac-towardscuse (from Latin 'causare')to cause, accuse-ingpresent participle suffix
adjective (صفت)common

صفت — سرزنش‌آمیز

سرزنش‌آمیز

ابراز کردن سرزنش نسبت به کسی.

Expressing blame towards someone.

«او نگاهی سرزنش‌آمیز به او انداخت.»

She gave him an accusing look.

«لحنش طوری بود که انگار سرزنش می‌کند.»

His tone sounded accusing.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blamingسرزنش‌کننده

معنی مشابه؛ برای توصیف نگرش انتقادی یا ملامت‌آمیز استفاده می‌شود.

Similar in meaning; used to describe critical or reproachful attitudes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000