در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارای طعم ترش، تلخ یا گس؛ گزنده و تند.
Having a sour or bitter taste; sharp and harsh.
«میوه نرسیده طعم گس و تندی داشت.»
“The unripened fruit had an acerbic flavor.”
«او شراب را برای سلیقهاش بیش از حد تند یافت.»
“He found the wine to be too acerbic for his liking.”
(به ویژه در مورد گفتار یا سبک نوشتار یک شخص) تند، گزنده و همراه با انتقاد هوشمندانه.
(Especially of a person's speech or style) sharp and forthright; incisive or critical.
«اظهارنظرهای گزنده او در جلسه برخی از حاضران را ناراحت کرد.»
“Her acerbic comments during the meeting upset some attendees.”
«او به خاطر طنز تند و پاسخهای سریعش شناخته شده بود.»
“He was known for his acerbic wit and quick replies.”