acrylic

a·cry·lic/əˈkrɪlɪk/
acryl-related to acrylic acid or polymer-icpertaining to
adjective (صفت)common

صفت — آکریلیک

آکریلیکاکریلیک

مربوط به ماده‌ی مصنوعی رنگ و پارچه که سبک و بادوام است.

Made of or relating to a synthetic material used for paints and fabrics.

«او برای آثار هنری‌اش رنگ آکریلیک استفاده کرد.»

She used acrylic paint for her artwork.

«صندلی کاور صندلی از جنس آکریلیک دارد.»

The chair has an acrylic seat cover.

تفاوت با واژه‌های مشابه
syntheticمصنوعی

اصطلاح کلی برای مواد ساخته‌شده توسط انسان؛ در بحث مواد مصنوعی قابل تعویض است.

General term for man-made materials; interchangeable in contexts discussing artificial substances.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000