administers

ad·min·is·ters/ədˈmɪnɪstərz/
ad-to or towardministerserve or manage
verb (فعل)commonpast (گذشته): administeredpast participle (مفعولی): administered-ing (حال): administering3rd (سوم): administers

فعل — تجویز کردن

تجویز کردناداره کردناعمال کردن

دادن یا اعمال کردن (دارو، عدالت یا کمک).

Gives or applies (medication, justice, or aid).

«پرستار دارو را دو بار در روز تجویز می‌کند.»

The nurse administers the medication twice daily.

«او عدالت را منصفانه در دادگاه اجرا می‌کند.»

He administers justice fairly in court.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dispenseتوزیع کردن

رسمی. وقتی به دادن دارو یا کمک اشاره دارد شبیه است، ولی برای احساسات یا عدالت به کار نمی‌رود.

Formal. Similar meaning when referring to giving medication or aid, not usually feelings or justice.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000