agenting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

a·gent·ing/ˈeɪdʒəntɪŋ/
agentone who acts on behalf of another-ingpresent participle / action or process
verb (فعل)commonpast (گذشته): agentedpast participle (مفعولی): agented-ing (حال): agenting3rd (سوم): agents

فعل — نمایندگی کردن

نمایندگی کردنوکالت کردنکارگزاری کردن

عمل ایفای نقش به عنوان نماینده برای شخص یا چیزی، به ویژه در نمایندگی مشتریان یا مدیریت امور آنها.

The act of acting as an agent for someone or something, especially in representing clients or managing their affairs.

«او برای چندین نویسنده مشهور کارگزاری می‌کند.»

He is agenting for several famous authors.

«این شرکت در نمایندگی ستاره‌های ورزشی تخصص دارد.»

The company specializes in agenting sports stars.

تفاوت با واژه‌های مشابه
representingنمایندگی کردن

رایج. وقتی وظیفه اصلی صحبت یا عمل رسمی از طرف دیگری باشد، می‌توان به جای 'agenting' استفاده کرد. 'نمایندگی یک موکل در دادگاه' درست است، 'agenting یک معامله' بیشتر به جنبه تراکنشی اشاره دارد.

Common. Can be used interchangeably when the primary function is to speak or act officially on behalf of another. 'Representing a client in court' works, 'agenting a deal' is more specific to the transactional aspect.

brokeringواسطه‌گری کردن

رایج. اغلب به معنای عمل به عنوان واسطه در مذاکرات یا معاملات، به خصوص مالی، است. 'واسطه‌گری یک توافق صلح' درست است، 'واسطه‌گری یک قرارداد استعدادیابی' یک مترادف مستقیم برای agenting است.

Common. Often implies acting as a middleman in negotiations or transactions, especially financial ones. 'Brokering a peace deal' works, 'brokering a talent contract' is a direct synonym for agenting.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000