aimlessly

aim·less·ly/ˈeɪmləsli/
aimgoal or purpose-lesswithout-lyadverb form
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): aimlessposition (جایگاه): end

قید — بی‌هدف

بی‌هدفبی‌قصد

به‌گونه‌ای بدون هدف یا مسیر مشخص.

In a way without a clear purpose or direction.

«او بی‌هدف در پارک پرسه زد.»

He wandered aimlessly through the park.

«او بی‌هدف به بیرون پنجره خیره شد.»

She stared aimlessly out the window.

تفاوت با واژه‌های مشابه
randomlyتصادفی

رایج. بدون برنامه یا مسیر مشخص، معمولاً بیشتر به شانس مربوط است.

Common. Without specific plan or direction, often more coincidental.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000