ails

/eɪlz/
verb (فعل)formalpast (گذشته): ailedpast participle (مفعولی): ailed-ing (حال): ailing3rd (سوم): ails

فعل — درد داشتن

درد داشتنرنج بردن

باعث درد جسمانی یا ذهنی شدن؛ بیمار بودن.

To cause physical or mental pain or trouble; to be ill.

«امروز چه دردی داری؟»

What ails you today?

«او از یک بیماری مزمن رنج می‌برد.»

She ails from a chronic condition.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sufferرنج بردن

رایج. به معنای تجربه درد یا بیماری و معمولاً هم‌معنی ail است.

Common. Means to experience pain or illness, often interchangeable with ail.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000