verb (فعل)formalpast (گذشته): ailedpast participle (مفعولی): ailed-ing (حال): ailing3rd (سوم): ails
فعل — درد داشتن
درد داشتنرنج بردن
باعث درد جسمانی یا ذهنی شدن؛ بیمار بودن.
To cause physical or mental pain or trouble; to be ill.
«امروز چه دردی داری؟»
“What ails you today?”
«او از یک بیماری مزمن رنج میبرد.»
“She ails from a chronic condition.”
تفاوت با واژههای مشابه
suffer— رنج بردن
رایج. به معنای تجربه درد یا بیماری و معمولاً هممعنی ail است.
Common. Means to experience pain or illness, often interchangeable with ail.