در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرتبط با یا شبیه به بال یا ساختار بال مانند.
Relating to or resembling a wing or wing-like structure.
«غضروف پروازگونه شکل بینی را نگه میدارد.»
“The alar cartilage supports the shape of the nose.”
«بالهای بالمانند به پرندگان در حفظ تعادل هنگام پرواز کمک میکنند.»
“Alar wings help birds balance in flight.”
اصطلاح علمی/فنی. فقط در بافتهای زیستشناسی جایگزین alar میشود؛ مثلاً 'ورید بالدار'. برای کاربرد عمومی نیست.
Scientific/technical term. Interchangeable with 'alar' only in anatomical or biological contexts — 'alar vein' can be replaced by 'winged vein'. Not for general use.