alibi

al·i·bi/ˈælɪbaɪ/
noun (اسم)formalplural (جمع): alibis

اسم — سوگند بی‌گناهی

سوگند بی‌گناهیمدرک بی‌گناهی

ادعا یا مدرکی که نشان می‌دهد فرد در هنگام وقوع عمل جای دیگری بوده است و برای اثبات بی‌گناهی به کار می‌رود.

A claim or evidence that one was elsewhere when an act occurred, used to prove innocence.

«او برای شب جرم مدرک قوی داشت.»

He had a solid alibi for the night of the crime.

«سوگند بی‌گناهی او ثابت کرد که در محل جرم نبوده است.»

Her alibi proved she was not at the scene.

تفاوت با واژه‌های مشابه
excuseعذر

غیرداستانی. در برخی زمینه‌ها قابل استفاده است اما «alibi» به محل بودن در زمان جرم اشاره دارد.

Informal. Can be used in some contexts but 'alibi' is specific to presence elsewhere during a crime.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000