all over with

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

all o·ver with/ɔl ˈoʊvɚ wɪð/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کارش با چیزی تمام شدن

کارش با چیزی تمام شدندیگر سروکاری نداشتن با

کاری را تمام کرده یا دیگر درگیر آن نبودن.

Finished with or no longer involved in something.

«امتحان‌های امسالم تمام شده‌اند.»

I'm all over with exams for this year.

«او دیگر با آن شغل کاری ندارد.»

She's all over with that job now.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000