all over

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

all o·ver/ɔl ˈoʊvər/
1phrase (عبارت)common

عبارت — همه‌جا

همه‌جاسرتاسر

در همه‌جای یک مکان یا روی تمام سطح چیزی.

In or to every part of a place or surface.

«اسباب‌بازی‌ها همه‌جای کف اتاق پخش بودند.»

There were toys all over the floor.

«دست‌هایش همه‌جا رنگی شده بود.»

Paint was all over his hands.

2phrase (عبارت)common

عبارت — تمام‌شده

تمام‌شدهبه پایان رسیده

تمام‌شده و دیگر ادامه نداشتن.

Finished; no longer continuing.

«جلسه حالا تمام شده است.»

The meeting is all over now.

«تا ظهر، طوفان کاملاً تمام شده بود.»

By noon, the storm was all over.

3phrase (عبارت)common

عبارت — دوباره از اول

دوباره از اولاز نو

دوباره از اول شروع کردن، به‌ویژه وقتی تلاش قبلی شکست خورده است.

From the beginning again, especially because an earlier attempt failed.

«بعد از خرابی مجبور شدیم دوباره از اول شروع کنیم.»

We had to start all over after the crash.

«او فصل را دوباره از اول خواند.»

She read the chapter all over again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000